سبک دلی
فضای دل، در بیشتر موارد چند آوایی و پر ابهام است. ولی در میان تمام آنها مرکز ثقلی شکل میگیرد که دقیق، روشن و خواهان است. این خصلت دنیای دل، کمک میکند که حس و فکر دیگران را در مورد خودمان بهتر درک کنیم. ممکن است با کس یا کسانی چالش های بزرگ، حتی درگیری های شدید داشته باشیم اما دل می داند که آنها یارمان نیستند.
ممکن است واژه آفرینی ها، بیانات پر از ابراز محبت و علاقه از جانب دیگران باشد اما ته دل باور ندارد که واژه ها مرکز ثقلی از جانب دیگری در قبالمان هستند. باورم این است که سبک باشیم. لااقل سبک دل باشیم. آنجایی که رفتار و گفتار کسی به دلمان نمی نشیند بیرون از حیطه ی دل نگهش داریم و آنرا سنگین و آسیب پذیر نکنیم.

دلهایتان پر از شادی در این روزهای بهاری

حرف آدمی ارزش دارد
در جامعه ای که بعد از زندانیان مواد مخدر، بالاترین آمار را زندانیان چک برگشتی دارد؛ میتوان دریافت که قرارداد کتبی کمترین ارزش را دارد. پس رابطه با افرادی که قول و قرار شفاهی برایشان یک تعهد پر معناست، لذت عمیقی دارد. نمیدانم چه وقت این قرار را گذاشتیم که در شصت و پنج سالگیم نزدیک پلی در شهری دیگر، که رفت و آمدی هم نداشت، دوازده ظهر یکدیگر را ملاقات کنیم. برنامه هایم را طوری تنظیم کردم که روز تولدم در آن شهر باشم. این قول و قرار برایم یک جذابیت سحرانگیز بود. ساعت دوازده خود را به پل متروکه ی تازه مرمت شده رساندم. همانطور که منتظرش بودم با خود می اندیشیدم که شاید نیاید، اما باور کوچکی از آمدنش در سرم بود. این پل نسبتاً طولانی انحنایی در وسط داشت و نمی توانستم سمت دیگرش را ببینم، پس مصمم شدم تا اواسط پل، بالای انحنای ارتفاعی آن بایستم. دیدم آنجا ایستاده است. نمیدانم کدام یک با شتاب بیشتری به سمت هم دویدیم. چهره اش خندان بود، چهره ی من هم. او هم چون من تغییر کرده بود. بعد از آغوش و بوسه، مثل صحنه ای از فیلم پاپیون(Papillon) شانه هایش را گرفتم؛ کمی از خود دور کردم و پرسیدم بگو من چه شده ام؟! و هر دو قهقه ای از خنده سر دادیم. یک قول را رعایت کرده بودیم، به زندگی معنا داده بودیم، و به حرفمان ارزش و اعتبار..
O ur experience of empowerment
We consider empowerment as a multi-layer and multi-processes interaction between those engaged in the path to empowerment. These multi-dimensional aspects are as much valid for individual empowerment as for networks and groups. As a premise for these kinds of interventions, we, primarily, need a great capacity of listening and also a will of sharing experiences and resources including intellectual and mental resources. From this perspective, all engaged in empowerment will get empowered.
فضای دل، در بیشتر موارد چند آوایی و پر ابهام است. ولی در میان تمام آنها مرکز ثقلی شکل میگیرد که دقیق، روشن و خواهان است. این خصلت دنیای دل، کمک میکند که حس و فکر دیگران را در مورد خودمان بهتر درک کنیم. ممکن است با کس یا کسانی چالش های بزرگ، حتی درگیری های شدید داشته باشیم اما دل می داند که آنها یارمان نیستند. ممکن است واژه آفرینی ها، بیانات پر از ابراز محبت و علاقه از جانب دیگران باشد اما ته دل باور ندارد که واژه ها مرکز ثقلی از جانب دیگری در قبالمان هستند. باورم این است که سبک باشیم. لااقل سبک دل باشیم. آنجایی که رفتار و گفتار کسی به دلمان نمی نشیند بیرون از حیطه ی دل نگهش داریم و آنرا سنگین و آسیب پذیر نکنیم. دلهایتان پر از شادی در این روزهای بهاری
آوای دل
این حیطه یک شناخت فرا مکان -فرازمان است. شناختی نیست که در طول عمر انباشته شده باشد
ضرورت خنده برای کودک
دنیا فقط آدم ها نیستند،انسان درهستی موجودی ناچیز است و کودک باید بزرگی هستی را درک و تخیل کند.
دلمان را روشن كنيم
افرادی با جان سیاه را دیده اید؟ بیشترین محبت ها، این سیاهی جان را تغییر نمی دهد. نه به این خاطر که ذاتی است، بلکه اندیشه و تفکرشان اساساً سیاه پرست است. در غیر اینصورت هر انسانِ عادی در جان خود یک ظرفیت روشنایی دارد که می تواند گسترش دهد. عواملی چند در گسترش روشنایی دل مؤثرند. یکی از آنها "مهر" است. مهرورزی انسانها به هم، به شرطی در روشنایی جان اثر دارد که بی محاسبه و تجلی مشخص از میل به بخشندگی باشد. آنانکه زندگی شان تماماً در حسابگری است و جز برد و باخت فکر دیگری ندارند؛ حتی مهرشان نیز به جان نمی نشیند.
ضرورت خنده برای کودک
تخیل را برای کودک، یک قدرت تعریف کنید تا قدرت تخیل در او رشد کند. در این صورت امکان این را که زندگی خود را با تخیل بیشتری تصورکند، برایش فراهم کرده اید.
يادگيرى خارج از مدرسه
ارزش درونی هر انسان، از طریق تأثیر در ملاقاتی که با دیگر انسانها می گذارد، بروز می کند. طی ملاقاتی با یک بزرگوار، تصورم از وی به علت ثمره زندگی اش در آن سن، انسانی خلاق و کوشا بود. مدت باهم بودنمان نه تشنجی بود نه منیتی، و من به اندازه پنج شش جلد کتاب، از او اثر پذیرفتم. امیدوارم به تدریج بتوانم جنبه هایی از این اثر پذیرفته شده را تقسیم کنم. یکی از آموخته هایم تفکیک دو کیفیت ممکن در انسان بود. کیفیت در ساماندهی و رشد آگاهی، و دیگری کیفیت در کنش، پشتکار و اراده مان. هر انسان توانایی خویشتن سازی و دیگرسازی بزرگی خواهد یافت اگر این دو بتوانند همسو و هم سطح رشد کنند.
آوای دل
نگاه به طور عمومی ظرفیت های بیانی کنترل نشده بسیاری راجع به حال و احوال دل ، دارد . نگاه قدرت بیانی خارق العاده ای دارد ، که این بیان اجبارأ صریح نیست؛ بلکه تلویحی ست نوازش هم مانند نگاه ،پیام دل را منتقل می کند؛ . این پیام ، احتیاج به یک شنود درونی از حس دل دارد.
ریزوم
غایت شیوه تولید بر پایه اتصالات ، بسته و محدود نیست ، بلکه مصر و باز است. خواست انسان می تواند با خواست های متعددش بدون هیچ منطق محدود کننده ای ، وصل گردد.
كارگاه هنرى
شرط اینکه "من" بقاء و معنی داشته باشم این است که بپذیرم شما هم هستید. اگر شهامت وارد شدن به حیطه ی شناخت، بامفهوم "من نمی دانم" را داشته باشیم آماده ی پذیرشیم.
كارگاه عشق زن و مرد
رابطه ی عشق یک رابطه ی طبیعی نیست. باید یاد گرفت که عاشقانه،عاشق شد. حرف زدن،نوازش کردن یادگیری می خواهد. کسانی که در رابطه عشق هستند پراند از عاطفه، گدای مهر نیستند. اولین نشانه ی رابطه ی عشق آرامش درون است. عشق بخشش آفرین است. بهترینت را به عشقت میدهی .رابطه ی عشق آزادانه ترین سطح وجود است.
توسعه ى پايدار
مجتبی صدریا*: در جامعه ما اتصال بین پایداری و توسعه، قبل از جمع‌بندی تحلیلی انتقادی از مجموعه نظریات و تجربیات سیاست‌های توسعه‌ای دوران امیرکبیر، از طریق ترجمه متون به زبان‌های دیگر رایج شد. اگر کار مفهومی عمیق در رابطه با توسعه و پایداری انجام ندهیم با این خطر مواجه‌ایم که پایداری را همچون مفاهیم دیگر به شکل تزئینی به توسعه اضافه خواهیم کرد در حالیکه هیچ محتوای جدیدی نیز ارائه نداده‌ایم.
آوای دل
هیچ مسیر ساده و راه مستقیمی به باور من برای بروز دل وجود ندارد؛ جاده را باید ساخت؛ باید پیامهای درون را شنید و نسبت به آن حساسیت و هوشیاری داشت و بهترین مسیر آرامش بخش و رهایی آفرین و شعف گستر را انتخاب کرد؛ ولی اگر بهترین را می خواهیم هزینه دارد ؛ هزینه ساختن ، آفریدن ، ایجاد کردن ؛ بهترین ، اجبارأ راحت ترین نیست، در عین حال دشوارترین هم نیست.
دوره آموزشی
بزودی برگزار می شود
A bout us
The human of today is, on the one hand, exposed to widely held thoughts that emphasize the specialization of the disciplines and, on the other hand, the thought that has favored the promotion of thinking about the human in a sporadic and disjointed way and part by part.
A social context is also added to these factors, in which the human forms a relationship with its own self, which is ever more ambiguous, outward and heterocentric.
These factors, together, lead us to have a poor understanding of ourselves and many misunderstandings about our position in the universe.
Our institution was founded in 1388 thanks to the efforts of Professor Modjtaba Sadria and strives to somehow provide a platform to improve these poor understandings of our own selves on an individual and social level.
In addition to discussing theoretical concepts, obstacles and opportunities, this institution examines the process of self-realization during its various courses and, by creating a cognitive and research-oriented environment, has been seeking to adopt an approach that the individual constantly faces the question of ‘Who am I?’ and ‘Who do I want to be?’, through minimizing the obstacles and creating opportunities and capacity building.
The view of this movement is that people -- by being present in this environment to gain and deepen an analytical attitude through thinking, interacting, studying and implementing -- understand themselves as valuable human resources and make conscience efforts to develop this wealth.
A bout us
The human of today is, on the one hand, exposed to widely held thoughts that emphasize the specialization of the disciplines and, on the other hand, the thought that has favored the promotion of thinking about the human in a sporadic and disjointed way and part by part.
A social context is also added to these factors, in which the human forms a relationship with its own self, which is ever more ambiguous, outward and heterocentric.
These factors, together, lead us to have a poor understanding of ourselves and many misunderstandings about our position in the universe.
Our institution was founded in 1388 thanks to the efforts of Professor Modjtaba Sadria and strives to somehow provide a platform to improve these poor understandings of our own selves on an individual and social level.
In addition to discussing theoretical concepts, obstacles and opportunities, this institution examines the process of self-realization during its various courses and, by creating a cognitive and research-oriented environment, has been seeking to adopt an approach that the individual constantly faces the question of ‘Who am I?’ and ‘Who do I want to be?’, through minimizing the obstacles and creating opportunities and capacity building.
The view of this movement is that people -- by being present in this environment to gain and deepen an analytical attitude through thinking, interacting, studying and implementing -- understand themselves as valuable human resources and make conscience efforts to develop this wealth.