تحول، روند آسانى نيست.
بهاى مالى و روانى دارد، اما ممكن است .
آيا حاضريم به خاطر باورهايمان بهايى بپردازيم؟ يا بهانه داريم كه نمى شود و نخواهد شد؟
شغل و سيستم مورد علاقه مان كه قائم به ذات باشد ثروت آفرينی، خلاقيت و ابداع به همراه دارد. اما تمام اين مراحل بهايى دارد.

زندگی زیباست
همه ی ما باور داریم که زندگی زیباست. ولی چنان هنرمندانه، با ظرافت و دقت زندگی را برای یکدیگر زهرمار می کنیم که چیزی از آن زیبایی باقی نمی ماند. زهرمار کردن زندگی برای یکدیگر با یک اقدام ناگهانی بزرگ انجام نمی یابد. زهرمار کردن زندگی به یکدیگر با تکرار کردن نگاه های سرد و تلخ با کنایه ها و واژه هایی که زهر عقرب در قبالشان شیرین است، با نفی متقابل وجودهایمان، با ندادن اعتبار به کیفیت ها و توانایی هایی که هر کدام دارايیم. با همین خرده ریزهای روزمره، زندگی را برای یکدیگر زهرمار میکنیم و در ذهن خام خود دلخوش میکنیم که زندگی دیگری را تلخ کرده ایم و فراموش میکنیم که ان تلخی لحظه ای که در زندگی دیگری آفریده ایم تلخی پایداری در زندگی خودمان ساخته است. هنوز هم میتوانید ادعا کنید که زندگی برایتان زیباست ای معماران تلخی ها؟! شیرینی زندگی برای تو برای من مشروط به آن است که ذره ای از شیرینی زندگی را «برای ما» بی آفرینیم‌.
O ur experience of empowerment
We consider empowerment as a multi-layer and multi-processes interaction between those engaged in the path to empowerment. These multi-dimensional aspects are as much valid for individual empowerment as for networks and groups. As a premise for these kinds of interventions, we, primarily, need a great capacity of listening and also a will of sharing experiences and resources including intellectual and mental resources. From this perspective, all engaged in empowerment will get empowered.
جهان صنعت
نقطه دیدمان پیرامون واقعیت ها مى تواند تحت تاثیر دو عامل شکل بگیرد؛ عامل اول نگرش فرد است، به اين معنا كه خوش بین است، بد بین است، آینده نگر است یا نوستالژی گذشته را دارد و پیام خوش بینی یا بد بینی که در فضای عمومی جریان دارد.
باشگاه کودک
نمایش خلاق عبارت است از فعالیت های غیر رسمی که به وسیله ی آن، کودکان به بیان خود(اظهار وجود) از طریق تیاتر می پردازند.
و ما در جهانیم
ما در جهان هستيم. در تمام سطوح در جهان هستيم. بيش از پيش هوشيارانه در جهان هستيم .
ریزوم
نگاه ریزومی ضد تمرکز و نظم معمول است و زندگی ایلاتی و کوچ دائمی کولیان را که با محدودیت و سکون نمی‌سازند، را تداعی می‌کند.
محیط زیست
خوشحال میشویم که تفریح کودکمان در کوچه پس کوچه های شهر دیگر سنگ انداختن به سگ و گربه نیست. از آن بیشتر خوشحال میشویم وقتی میبینیم شهروندان وقت و نیروی خود را برای تشکیل انجمن هایی به کار میبرند که کار آن انجمن ها ارتقاء سطح آگاهی و ایجاد حساسیت نسبت به دیگر موجودات زنده ی کره ی خاکی است. مسئله اصلا این نیست که ما از این نوع گیاه یا حیوان خوشمان می آید یا نه، مسئله ایجاد آگاهی و حساسیت نسبت به تنوع زیست موجود در کره ی خاکی است.
ردیم یا قبولیم
اگر ميزان توقع و انتظار ما پايين رود، انتظارات در قبال خودمان نیز پايين مى رود و ديگر چيزى از ما باقى نخواهد ماند. جالب اينجاست آنانكه در امتحانات مكرر انسانى رد مى شوند، رفتارشان را زيركانه و به نفع خود مى دانند و خيلى از مواقع اين رفتار و حقيقت كنش را مخفى نگه مى دارند چه بخاطر زمانه، چه بخاطر هوشيارى ها، چه بخاطر پيوندهاى عميق تر اجتماعى آشكار و پنهان.
ضرورت خنده برای کودک
بايد به فرزندمان خيلی آگاهانه/ هوشيارانه/ دقيق و صبورانه برسيم. اين بدين معناست كه در تمام شرايط و لحظات بدانيم كه زير نظر كودكانيم.
آوای دل
شاد كردن يك نفر در هستى با آزاد شدن خيل وسيع انرژى مثبت همراه است كه در نهايت اين انرژى مثبت به خودمان باز مى گردد. زمانى كه دل آشوب است، فراموش مى كنيم كه زندگى به چه ميزان باارزش است. آشوب دلى مانند سوراخى است كه در بدنه كشتى ايجاد مى شود.
بوی چمن
كجا در زندگى بايستيم كه هم بلندى كوهها و هم فراخى دشتها را ببينيم. زمانيكه زير سايه هاى تا ابد كشيده شده آن درختِ..... تماميت تنهايى خود را پذيرفته ايم و شايد در جستجوى نور به اين آبادى آمده ايم. چه هوشياريم به شكنندگى اين تنهايى مان در اين شلوغى هاى بى محتوا. هياهوى خودشيفتگى هاى ناتوانايى ها چه پُر صدا اند. مى دانم كه اگر در اين آبادى هم تماميت نورى كه در همه زندگى جسته ام را نيابم، پيراهن تنهايى ام را دوباره به تن مى كنم و كفش به پا، به دنبال نور راه خواهم افتاد. در اين ميان اميد بزرگى در دل دارم كه "تو" چنان به سراغم خواهى آمد كه ديوارهاى نازك نشكنند و تو باشى. سالها با اين كلام سهراب زندگى كردم و امروز دوباره دلم شاد از آن لبخنديست كه زندگى را رنگ مى دهد.
کتاب
در زبان فارسی، پژوهش منسجم و جدی راجع به تاريخ عربستان انجام نگرفته است. اين كتاب يك بررسی جامع اقتصادی، فرهنگی، و بين المللی در مورد چگونگی شكل گيری حكومت ماهيتاً خشن است.
دوران گذار
درک ما از دوران گذار چیست؟ شتاب تحول ها را در سطح فردی، گروهی و اجتماعی چگونه می سنجیم؟ آیا در ذهن ما قابل درک است که واقعیت به طور آرام تغییر می یابد و اجباراً اراده و خواست ما در لحظه جهان را زیر و رو نمی کند، جامعه را متحول نمی نماید و افراد را تغییر نمی دهد؟
دوره آموزشی
اگر در شعر ادب اندیشه در یک کلام، سابقه ی درک انسان و هستی ما ایرانی ها دل جایگاه با عظمتی داشته باشد. بر ما چه گذشت که رد پای دل را گم کرده ایم و از آن اسف بار تر آوای دل را نمی شنویم.
آواي دل كلام شاعرانه ای كه غم يا شعف معشوق می گويد، نيست. پژواكی از درايت وجود است كه فرا زمان و فرا مكان شكل گرفته. اگر عقل و منطق آموختنی و يادگرفتنی است، رمز گشايی از آوای دل نيز پر از الفبايی است كه نه راز است و نه رمز..
هم راز است و هم رمز. سامان دل آغاز درایتی عمیق از وجود انسان و جایگاهش در هستی است.
A bout us
The human of today is, on the one hand, exposed to widely held thoughts that emphasize the specialization of the disciplines and, on the other hand, the thought that has favored the promotion of thinking about the human in a sporadic and disjointed way and part by part.
A social context is also added to these factors, in which the human forms a relationship with its own self, which is ever more ambiguous, outward and heterocentric.
These factors, together, lead us to have a poor understanding of ourselves and many misunderstandings about our position in the universe.
Our institution was founded in 1388 thanks to the efforts of Professor Modjtaba Sadria and strives to somehow provide a platform to improve these poor understandings of our own selves on an individual and social level.
In addition to discussing theoretical concepts, obstacles and opportunities, this institution examines the process of self-realization during its various courses and, by creating a cognitive and research-oriented environment, has been seeking to adopt an approach that the individual constantly faces the question of ‘Who am I?’ and ‘Who do I want to be?’, through minimizing the obstacles and creating opportunities and capacity building.
The view of this movement is that people -- by being present in this environment to gain and deepen an analytical attitude through thinking, interacting, studying and implementing -- understand themselves as valuable human resources and make conscience efforts to develop this wealth.
A bout us
The human of today is, on the one hand, exposed to widely held thoughts that emphasize the specialization of the disciplines and, on the other hand, the thought that has favored the promotion of thinking about the human in a sporadic and disjointed way and part by part.
A social context is also added to these factors, in which the human forms a relationship with its own self, which is ever more ambiguous, outward and heterocentric.
These factors, together, lead us to have a poor understanding of ourselves and many misunderstandings about our position in the universe.
Our institution was founded in 1388 thanks to the efforts of Professor Modjtaba Sadria and strives to somehow provide a platform to improve these poor understandings of our own selves on an individual and social level.
In addition to discussing theoretical concepts, obstacles and opportunities, this institution examines the process of self-realization during its various courses and, by creating a cognitive and research-oriented environment, has been seeking to adopt an approach that the individual constantly faces the question of ‘Who am I?’ and ‘Who do I want to be?’, through minimizing the obstacles and creating opportunities and capacity building.
The view of this movement is that people -- by being present in this environment to gain and deepen an analytical attitude through thinking, interacting, studying and implementing -- understand themselves as valuable human resources and make conscience efforts to develop this wealth.
دوره آموزشی
اگر در شعر ادب اندیشه در یک کلام، سابقه ی درک انسان و هستی ما ایرانی ها دل جایگاه با عظمتی داشته باشد. بر ما چه گذشت که رد پای دل را گم کرده ایم و از آن اسف بار تر آوای دل را نمی شنویم.
آواي دل كلام شاعرانه ای كه غم يا شعف معشوق می گويد، نيست. پژواكی از درايت وجود است كه فرا زمان و فرا مكان شكل گرفته. اگر عقل و منطق آموختنی و يادگرفتنی است، رمز گشايی از آوای دل نيز پر از الفبايی است كه نه راز است و نه رمز..
هم راز است و هم رمز. سامان دل آغاز درایتی عمیق از وجود انسان و جایگاهش در هستی است.